
مرگ و اختیار
همیشه ،رفتن بد است.مگر رفتن واپسین؛که افسوس آن هم به اختیار ما نیست.مرگ؛رفتنی که در این درنگ کوتاه زندگانی ،البته به انسان تحمیل می شود.این بی اختیاریست،و گرنه اختیاری که تو را به صف ملعونان رهنمون دارد،آیا به جز جبر است؟
و اگر جز این است،از هزارها سال پیش،هزار توهای دوزخ ،انباشته از محکومان به بند کشیده ی بی اختیار نبود.که اینک، تمام آتش افروزان دوزخ را،تمام آنچه به کار سوختن آید،کفایت نمی کند...